گزارش خطا در معنی کلمه 'intimate'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: معنی‌ دادن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: عمیق

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مط‌لبی‌ را رساندن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: گفتن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: دنج

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: صمیمی

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: خصوصی

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: دوستانه

شبکه مترجمین ایران

9 عمومی:: نزدیک

شبکه مترجمین ایران

10 عمومی:: محرم‌ ساختن‌

شبکه مترجمین ایران

11 عمومی:: خودمانی

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: adj. close: He was an intimate friend of mine.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :