گزارش خطا در معنی کلمه 'into'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: نسبت‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بط‌رف‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: اندر

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: به‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: توی‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: بسوی‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: در ظ‌رف‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: در میان‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: prep. inside: They went into the house. prep. occupation of: She went into banking. prep. against: The car ran into a tree.

Simple Definitions

2 general:: In addition to the idioms beginning with INTO, Also see BE INTO.

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :