گزارش خطا در معنی کلمه 'land a blow'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): land a blow 1. Lit. to strike someone. • He kept moving, and I found it almost impossible to land a blow. • The boxer landed a blow to the face of his opponent. 2. Fig. to make a point. • I think I really landed a blow with that remark about extortion. • The point about justice landed a blow.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :