گزارش خطا در معنی کلمه 'at fault'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: بی‌ تكلیف‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

2 عمومی:: گیج‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

3 عمومی:: پریشان‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

english

1 general:: Phrase(s): at fault to blame [for something]; serving as the cause of something bad. • I was not at fault in the accident. You cannot blame me.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :