گزارش خطا در معنی کلمه 'attendant'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: ملتزم

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: مواظ‌ب‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: relating to or caused by something

فرهنگ لانگمن

4 عمومی:: وابسته‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: همراه‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: سرپرست‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: ملازم‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: ملازم

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. car park, cloakroom, garage, lavatory, museum, petrol pump, pool Pool attendants kept a constant watch on the swimmers.JOB

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun helper: The attendant helped the doctor.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :