گزارش خطا در معنی کلمه 'make tick'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): make someone or something tick Fig. to cause someone or something to run or function. (Usually with what. Tick refers to a watch or clock.) • I don’t know what makes it tick. • What makes John tick? I just don’t understand him. • I took apart the radio to find out what made it tick.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :