گزارش خطا در معنی کلمه 'medical'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: وابسته‌به‌پزشكی‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

2 عمومی:: نیازمندبه‌معالجه‌ط‌بی‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

3 عمومی:: ط‌بی‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

english

1 general:: adj. study of medicine: She was a medical doctor.

Simple Definitions

2 general::   noun ADJ. full, regular Pilots undergo regular medicals. VERB + MEDICAL have, undergo | pass He was accepted onto the course after passing the medical.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :