گزارش خطا در معنی کلمه 'mend fences'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): mend (one’s) fences 1. Lit. to repair fences as part of one’s chores. • Tom is mending fences today at the south end of the ranch. 2. Fig. to restore good relations (with someone). • I think I had better get home and mend my fences. I had an argument with my daughter this morning. • Sally called up her uncle to apologize and try to mend fences.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :