گزارش خطا در معنی کلمه 'mode'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: باب‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: وجه‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: سبك‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: ط‌ریقه‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: رسم‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: ط‌رز

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: اسلوب‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: حالت

شبکه مترجمین ایران

9 عمومی:: مد

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun types: We'll use different modes of travel.

Simple Definitions

2 general::   noun ADJ. normal, traditional, usual | effective VERB + MODE use Try using some other mode of organization. | change, switch to He had no intention of changing his mode of attire. Switch from ‘receive’ mode to ‘transmit’ mode. PREP. in … ~ The machine is in its ‘suspend’ mode. | ~ of Their main mode of subsistence is hunting. PHRASES a mode of address, a mode of communication/expression, a mode of transport

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :