گزارش خطا در معنی کلمه 'moderation'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: اعتدال‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: میانه‌ روی‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. great VERB + MODERATION call for The government called for greater moderation on the part of the unions. | show MODERATION + VERB be the key to sth Moderation is the key to good health. PREP. in ~ Drinking alcohol is all right in moderation. | with ~ Always act with moderation.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :