گزارش خطا در معنی کلمه 'Moderation in all things'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): Moderation in all things. Prov. Do not do anything too much or too little. • Felicia always ate sparingly. "Moderation in all things," she told herself. • Jane: I think you watch too much TV. Jill: So you think I shouldn’t watch any? Jane: No, just watch a reasonable amount. Moderation in all things.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :