گزارش خطا در معنی کلمه 'net'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: خالص‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: توری‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: تور ماهی‌ گیری‌ و

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تور

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: شبكه‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: خالص

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: تارعنكبوت‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: دام‌

شبکه مترجمین ایران

9 ورزش و تربیت بدنی:: چاک ، تور دستی, تور دستی ، تورماهیگیری

کتاب اصول و فنون ماهیگیری ورزشی تالیف عبدالعلی یزدانی

10 ورزش و تربیت بدنی:: توردستی, توردستی معنی آن در فارسی می‌شود تور اما در اصطلاح ماهیگیری ورزشی منظور فقط تور دستی است.

کتاب اصول و فنون ماهیگیری ورزشی تالیف عبدالعلی یزدانی

english

1 general:: noun mesh: The fishermen caught fish in their net. verb trapped in mesh: They netted one ton of fish that day. adj. after costs: The net profit is $2000 for the sale.

Simple Definitions

2 general::   noun ADJ. fine, fine-mesh | safety | fishing | mosquito VERB + NET mend The fishermen were mending their nets. | cast, spread (out) | haul in | slip through (often figurative) We tried to contact all former students but one or two slipped through the net. PREP. in a/the ~ Unfortunately the animals are often caught in fishing nets. | into a/the ~ The ball went into the net. | over the ~ to hit the ball over the net

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :