گزارش خطا در معنی کلمه 'neurotic'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: نژند

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: عصبی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: ادم‌ عصبانی‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: روان رنجورانه

واژگان شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: دچار اختلال‌ عصبی‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: adj. overanxcious: He became neurotic about punctuality. noun marked by signs of mental instability: We all thought she was a neurotic.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :