گزارش خطا در معنی کلمه 'obstructive'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: مسدود كننده‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: اشكاتراش‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be | become ADV. positively | quite | deliberately He doesn't really have an alternative suggestion; he's just being deliberately obstructive.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :