گزارش خطا در معنی کلمه 'odour'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: عط‌ر

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: عط‌ر و بوی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: شهرت‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: رایحه‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: (odor) بو

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: ط‌عم‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. foul, obnoxious, offensive, unpleasant | musty, stale | heavy, pungent, strong | faint | sweet | characteristic, distinctive, familiar, unmistakable | body VERB + ODOUR emit, give off ODOUR + VERB emanate from sth PREP. ~ from odours from the local brewery

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :