گزارش خطا در معنی کلمه 'opera'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: اهنگ‌ اپرا

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: تماشاخانه‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: اپرا

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun musical play: We saw the opera "Carmen".

Simple Definitions

2 general::   noun ADJ. comic, grand, light VERB + OPERA compose, write OPERA + NOUN singer, star | company | house | season | buff, loverPERFORMANCE (for more verbs)

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :