گزارش خطا در معنی کلمه 'operative'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: دایر

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: قابل‌ استفاده‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: موثر

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: عملی‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: كارگر

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: عمل‌ كننده‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: عامل‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be | become | remain ADV. fully The new system will not become fully operative until next year.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :