گزارش خطا در معنی کلمه 'oppression'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: جور

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: افسردگی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: بیداد

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: فشار

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: تعدی‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: ستم‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. class, economic, political, racial, sexual | black, colonial, gay, women's | male VERB + OPPRESSION face, suffer ethnic minorities suffering oppression at the hands of occupying forces

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :