گزارش خطا در معنی کلمه 'peel'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: پوست‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پوست‌ انداختن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: پوست‌ كندن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: كندن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: خلال‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: In addition to the idiom beginning with PEEL, Also see KEEP ONE'S EYES OPEN (PEELED).

American Heritage Idioms

2 general:: verb skin: You must peel the orange before eating. noun rind: The peel is not edible.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :