گزارش خطا در معنی کلمه 'periphery'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: دوره‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: حدود

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: محیط‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: (هن) پیرامون‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: جنب‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: پیرامون‌

شبکه مترجمین ایران

7 سیاسی و روابط بین الملل:: پیرامونی

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun a line that forms a boundary of an area: The army unit guarded the entire periphery.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :