گزارش خطا در معنی کلمه 'perish with'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): perish with something to feel bad enough to die because of something, such as heat, hunger, etc. (Often an exaggeration.) • I was just perishing with hunger when we arrived at the restaurant. • Mary felt as if she would perish with the intense heat of the stuffy little room.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :