گزارش خطا در معنی کلمه 'permissible'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: روا

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: رخصت‌ دادنی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مجاز

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: مشروع

واژگان شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: بلامانع

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be | consider sth ADV. perfectly This is perfectly permissible under the new regulations. | legally, morally

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :