گزارش خطا در معنی کلمه 'perpendicular'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: عمود

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: ستونی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: عمودی‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: ایستاده‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: ستون‌ وار

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: عمود

واژگان شبکه مترجمین ایران

7 زمین‌شناسی و معدن:: عمود

واژگان شبکه مترجمین ایران

8 مکانیک:: عمود

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. pointing straight up VERBS be ADV. almost, nearly an almost perpendicular staircase at an angle of 90° to sth VERBS be ADV. exactly | almost | mutually two mutually perpendicular directions PREP. to The axis of the moon will now be exactly perpendicular to that of the earth.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :