گزارش خطا در معنی کلمه 'persecution'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: شكنجه‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: زجر

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: اذیت‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: ازار

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. systematic | political, religious VERB + PERSECUTION be subject/subjected to, face, suffer (from) Some students returning to the country may face political persecution. | escape from, flee from | fear PERSECUTION + NOUN complex She started to have a persecution complex when she couldn't get a job. PHRASES delusions/feelings of persecution, (a) fear of persecution, a victim of persecution

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :