گزارش خطا در معنی کلمه 'persistent'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: مصر

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: مزمن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: ماندگار

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: ایستادگی‌ كننده‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: پایا

واژگان شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: مداوم‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: سمج‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be ADV. extraordinarily, extremely, incredibly, really, very The weeds were very persistent. | quite, rather Some infections can be quite persistent.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :