گزارش خطا در معنی کلمه 'perspire'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: تعریق‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: عرق‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: عرق‌ ریختن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: دفع‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   verb ADV. heavily, profusely He had been working hard and was perspiring profusely. | a little PREP. with She was perspiring a little with the heat.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: verb excrete perspiration from the skin: Hard work in the sun will cause you to perspire.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :