گزارش خطا در معنی کلمه 'philosophical'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general::   adj. of philosophy VERBS be | become, get The debate was getting too philosophical for me. ADV. purely a purely philosophical argument | rather calm and accepting VERBS be Try to be philosophical about it. | remain ADV. very | quite PREP. about Mum's being quite philosophical about the whole thing.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :