گزارش خطا در معنی کلمه 'place a strain on'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): place a strain on someone or something 1. Lit. to burden and nearly overwhelm someone or something. • The weight of all the trucks placed a strain on the bridge. 2. Fig. to tax the resources or strength of someone, a group, or something to the utmost. • All of the trouble at work placed a strain on Kelly. • The recession placed a strain on the economy.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :