گزارش خطا در معنی کلمه 'place at'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): place someone or something at something 1. to put someone or something somewhere. • The king placed extra guards at the door for the night. • I placed the wine bottle at the left of the host. 2. to figure that someone or something was in a certain place. • The detective placed Randy at the scene of the crime about midnight. • I place the getaway car at the first tollbooth at dawn.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :