گزارش خطا در معنی کلمه 'plain sailing'
برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن
کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت
'معانی جدید'
معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه
'ارسال'
کلیک کنید
.
فارسی
1
عمومی::
پیشرفت بدون مانع
شبکه مترجمین ایران
english
1
general::
Easy going; straightforward, unobstructed progress. For example, The first few months were difficult, but I think it's plain sailing from here on. Alluding to navigating waters free of hazards, such as rocks or other obstructions, this term was transferred to other activities in the early 1800s.
American Heritage Idioms