گزارش خطا در معنی کلمه 'pool'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 کامپیوتر و شبکه:: استخر

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: مخزن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: منبع‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تصحیلات‌ اشتراكی‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: بركه‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: كولاب‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: چاله‌ اب‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: ابگیر

شبکه مترجمین ایران

9 عمومی:: آمیختن

شبکه مترجمین ایران

10 عمومی:: ائتلاف‌ چند

شبکه مترجمین ایران

11 عمومی:: مجموعه‌

شبکه مترجمین ایران

12 عمومی:: حوض‌

شبکه مترجمین ایران

13 ورزش و تربیت بدنی:: حوضچه, حوضچه، چاله آب معنی لغوی آن یعنی استخر ولی در واژه های ماهیگیری به مکانی از رودخانه که آب عمیق و آرام است می‌گویند.

کتاب اصول و فنون ماهیگیری ورزشی تالیف عبدالعلی یزدانی

english

1 general::   noun swimming pool, etc. ADJ. paddling, swimming | birthing babies born in birthing pools | big | little, small | deep | empty | indoor | open-air, outdoor | heated | inflatable We gave the children an inflatable paddling pool for Christmas. VERB + POOL swim in | dive/jump/plunge into POOL + NOUN attendant PHRASES the bottom/edge/middle/side of the pool, a length of the pool He swam three lengths of the pool. small shallow area of water ADJ. big, large | little, small | deep | shallow | stagnant, still | freshwater, salt-water | muddy | rock | ornamental PREP. in a/the ~ The children waded in the shallow rock pools. | ~ of pools of water small area of liquid/light ADJ. big | little, small | dark | mud VERB + POOL lie in The body lay in a dark pool of blood. PREP. in a/the ~ animals wallowing in the mud pools | ~ of pools of light supply of sth ADJ. big, huge, large | small | common drawing on funds from a common pool | car, labour, typing PREP. ~ of a large pool of cheap labour

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :