گزارش خطا در معنی کلمه 'pooped'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: خسته

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Phrase(s): pooped (out) 1. Inf. [of a person or an animal] exhausted; worn out. • I’m really pooped out. • The horse looked sort of pooped in the final stretch. 2. Inf. intoxicated. • How much of that stuff does it take to get pooped? • He’s been drinking all night and is totally pooped out.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :