گزارش خطا در معنی کلمه 'principal'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: مایه‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: عمده‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مدیر

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: مهم‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: مط‌لب‌ مهم‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: عامل

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: مدیر مدرسه‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: کارگمار

شبکه مترجمین ایران

9 عمومی:: اصلی‌

شبکه مترجمین ایران

10 عمومی:: مالك عمده

شبکه مترجمین ایران

11 عمومی:: رئیس‌

شبکه مترجمین ایران

12 عمومی:: مهم

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. college, schoolJOB

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun leader: He was the principal of our school. adj. main: He was the principal actor in the play.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :