گزارش خطا در معنی کلمه 'probe'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 حسابداری و مالی:: پرسش کاوشی

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: كاوشگر

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: كاوش‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تفحص‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: پروب

واژگان شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: اكتشاف‌ جدید

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: كاوش‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: نیشتر

شبکه مترجمین ایران

9 عمومی:: روبشگر

شبکه مترجمین ایران

10 عمومی:: رسیدگی‌

شبکه مترجمین ایران

11 عمومی:: جستجو

شبکه مترجمین ایران

12 عمومی:: تحقیق‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   verb ADV. deep/deeply (figurative) probing deeper and deeper into the secrets of the universe | further | gently PREP. for using its long beak to probe for worms | into (figurative) The police were probing into her personal life. | with He probed the mud with his knife.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun inquiry: They started a probe to uncover theft. verb investigate: We will probe into the situation.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :