گزارش خطا در معنی کلمه 'producer'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: فراورگر

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: فراور

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مولد

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تولید كننده‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: تولید کننده

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun sb/sth that makes/grows sth ADJ. big, large, leading, major one of the world's largest meat producers | small, small-scale | efficient a very efficient wine producer | domestic, local | foreign | private | specialist specialist producers of high-quality British beef | agricultural | milk, oil, software, steel, etc. organizes a play, film, etc. ADJ. film, radio, television/TV | BBC, Hollywood, etc. | independent commissioning programmes from independent producers | executive | assistant, associate PHRASES the role of producer She was keen to take on the role of producer.JOB

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :