گزارش خطا در معنی کلمه 'proficient'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: زبردست‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: حاذق‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: متخصص‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: ماهر

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: چیره‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be, seem | become ADV. very | fully | fairly, reasonably | technically a technically proficient performance of the piece PREP. at very proficient at sign language | in She's fairly proficient in Italian.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: adj. competent: He is a proficient teacher.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :