گزارش خطا در معنی کلمه 'profile'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 برق و الکترونیک:: نمایه

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: مقط‌ع‌ عرضی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: نیمرخ‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: نمایه‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: نقشه‌ برش‌ نما

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: قاب بندی

واژگان شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: عكس‌ نیمرخ‌

شبکه مترجمین ایران

8 عمومی:: نیمرخ

شبکه مترجمین ایران

9 عمومی:: برجسته‌

شبکه مترجمین ایران

10 عمومی:: برش‌ عمودی‌

شبکه مترجمین ایران

11 عمومی:: رخ نما

شبکه مترجمین ایران

12 مکانیک:: پرفیل

واژگان شبکه مترجمین ایران

13 :: مقطع عرضی

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun face seen from the side ADJ. beautiful, handsome | strong | three-quarter VERB + PROFILE present PREP. in ~ The painting shows her in profile. PHRASES sb's best profile He presented his best profile to the camera. description of sb/sth ADJ. detailed | age, career, psychological | company, customer | financial, social VERB + PROFILE build up, construct, develop PREP. ~ of The data will enable us to construct a profile of the firm's customers. public image ADJ. high, low She decided to keep a low profile until the scandal had died down. | public | political | corporate VERB + PROFILE have | give sb/sth The story was given a low profile in today's papers. | improve, increase, raise a campaign to raise the profile of the city as a cultural leader | lower | keep, maintain | adopt

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: see KEEP A LOW PROFILE.

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :