گزارش خطا در معنی کلمه 'progressive'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: ترقی‌ خواه‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: تصاعدی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مترقی‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: جلو رونده‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: پیشرونده

شبکه مترجمین ایران

6 روان شناسی و مشاوره:: پیش روی کننده

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   adj. VERBS be ADV. highly, very highly progressive in outlook | relatively | politically

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: adj. dynamic: They are a progressive company. adj. worsening: She had a progressive disease.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :