گزارش خطا در معنی کلمه 'prompt'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: بیدرنگ‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پرامپت

واژگان شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: برانگیختن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: بفعالیت‌ واداشتن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: سریع‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: adj. timely: We need to have prompt reports. verb prod: We must prompt them to send money.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :