گزارش خطا در معنی کلمه 'pronounced'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: مسلم‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

2 عمومی:: قط‌عی‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

3 عمومی:: معلوم‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

4 عمومی:: مشخص‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی

english

1 general::   adj. VERBS be | become ADV. especially, particularly, very These blooms have a very pronounced tendency to hang their heads. | fairly, quite walking with a fairly pronounced limp

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :