گزارش خطا در معنی کلمه 'prop up'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Phrase(s): prop someone or something up (against someone or something) to stand or lean someone or something against someone or something. • He was so tired I had to prop him up against the wall while I looked for the door key. • I propped up the man against the wall. • I propped the mop up against the wall.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :