گزارش خطا در معنی کلمه 'prophesy'
برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن
کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت
'معانی جدید'
معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه
'ارسال'
کلیک کنید
.
فارسی
1
عمومی::
غیبگویی یا پیشگویی كردن
شبکه مترجمین ایران
english
1
general::
verb predict with certainty: He correctly prophesied the coming of the war.
Simple Definitions