گزارش خطا در معنی کلمه 'razor'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: تیغ‌ صورت‌ تراشی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: با تیغ‌ تراشیدن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: see SHARP AS A TACK (RAZOR).

American Heritage Idioms

2 general::   noun ADJ. open | blunt | cut-throat, disposable, electric, safety VERB + RAZOR cut sb/sth with, shave with, slash sb/sth with, use We used a razor to cut the string. | be armed with He was armed with a cut-throat razor. RAZOR + NOUN blade | wire PREP. with a/the ~ He slashed his wrists with a razor.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :