گزارش خطا در معنی کلمه 'render'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 کشاورزی:: فرآیندی كه دران احشای غیرقابل استفاده حاصل از كشتار مورد استفاده قرار می گیرد و به محصولات پروتئینی قابل استفاده در غذاهای حیوانی تبدیل می گردد

اصطلاحات پیشنهادی دکتر حسن مهربانی یگانه

2 عمومی:: تسلیم‌ داشتن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: تحویل‌ دادن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: منتقل‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: دادن‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: گچبری

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: render sth down [ M ] 1. specialized to melt fat in order to make it purer

Cambridge-Phrasal Verbs

2 general:: verb to provide: You should render assistance to the police.

Simple Definitions

3 general:: verb make: This will render it harmless. verb present: Please render you bill.

Simple Definitions

4 general:: render sth down [ M ] 2. to prepare or treat the bodies of dead animals in order to take out the fat and other substances that can be used in other products • to render down animal carcasses

Cambridge-Phrasal Verbs

5 general:: verb relinquish, give up, surrender: You must render your claim to the house.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :