گزارش خطا در معنی کلمه 'repent'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: نادم‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پشیمان‌ شدن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: اصلاح‌ شدن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: توبه‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

5 معارف اسلامی و الهیات:: توبه کردن

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: verb feel remorse, contrition: You must repent your past crimes for forgiveness.

Simple Definitions

2 general::   verb ADV. bitterly She bitterly repented what she had done. VERB + REPENT come to He came to repent his hasty decision. PREP. of She has repented of her sins.

Oxford Collocations Dictionary

3 general:: verb atoned: He repented of his errors.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :