گزارش خطا در معنی کلمه 'repress'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: باز كوفتن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: در

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: سركوب‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: فرونشاندن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: باز فشردن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: verb to put down by force: The government had to repress the rebellion.

Simple Definitions

2 general::   verb ADV. firmly feelings that had been firmly repressed | barely She could barely repress a sigh of relief. VERB + REPRESS try to | be unable to

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :