گزارش خطا در معنی کلمه 'resent'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: اظ‌هار

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: منزجر شدن‌ از

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: رنجیدن‌ از

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: خشمگین‌ شدن‌ از

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: verb disliked: She resented his success.

Simple Definitions

2 general::   verb ADV. bitterly, deeply, greatly, strongly She bitterly resented the fact that her husband had been so successful. | rather | rightly | secretly

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :