گزارش خطا در معنی کلمه 'resuscitation'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: احیا

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بهوش‌ اوری‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. emergency, mouth-to-mouth VERB + RESUSCITATION give sb We gave him mouth-to-mouth resuscitation and heart massage. RESUSCITATION + NOUN equipment

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :