گزارش خطا در معنی کلمه 'retain'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: نگهداشتن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: ابقا كردن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: نگاه‌ داشتن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: حفظ‌ كردن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: از دست‌ ندادن‌

شبکه مترجمین ایران

6 ورزش و تربیت بدنی:: ماهی نگهداشتن, ماهی نگهداشتن نقطه مقابل رها کردن است.

کتاب اصول و فنون ماهیگیری ورزشی تالیف عبدالعلی یزدانی

english

1 general:: verb keep: We will retain custody of the house.

Simple Definitions

2 general::   verb ADV. still | no longer | somehow Despite the decay the mosque somehow retained a profound grandeur. VERB + RETAIN be keen to, hope to, want to, wish to | attempt to, seek to, struggle to, try to He struggled to retain control of the situation. | manage to | help (to) | be allowed to, be entitled to, have the right to He was allowed to retain his parliamentary seat. PREP. as The president retained her as his chief adviser.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :