گزارش خطا در معنی کلمه 'seafood'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: غذاهای‌ مركب‌ از جانوران‌ دریایی‌ (مثل‌ خرچنگ‌ وغیره‌)

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. fresh VERB + SEAFOOD eat, have | prepare SEAFOOD + NOUN dish a good wine to drink with fish or seafood dishes | cocktail, salad | restaurantFOOD

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :